دقایقی در زندگی هستند
ک دلت برای کسی آنقدر تنگ می شود
ک می خواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی
و در دنیای واقعی بغلش کنی...
"گابریل گارسیا مارکز"

رازی نگفته در پس حرفی نهفته است
مگذار درددل کنم و دردسر شود...
عنوان پست:ایرج جنتی عطایی
دقایقی در زندگی هستند
ک دلت برای کسی آنقدر تنگ می شود
ک می خواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی
و در دنیای واقعی بغلش کنی...
"گابریل گارسیا مارکز"

رازی نگفته در پس حرفی نهفته است
مگذار درددل کنم و دردسر شود...
عنوان پست:ایرج جنتی عطایی
آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کارى نکرده ایم
"سید علی سید صالحی"

چنان مشتاقم ای دلبر ب دیدارت ک از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را...
عنوان پست:جبران خلیل جبران
عاقلانه کنار گذاشتمت...
اما هر بار ک مژه ای می افتد روی گونه ام
بی اختیار تو را آرزو می کنم...
مثل بعضی صبح ها ک یادم می رود نیستی
و بلند می گویم:صبح بخیر...
"مینا آقازاده"
عنوان پست:حامد عسگری
این شرط را از اول گذاشتیم
ک عشق ب درد قصه هــا می خورد
من و تو بزرگ شده ایم
بهانه نمی گیریم . . .عاشق نمی شویم
دل تنگ هم؟؟! اصلا. . .
فقط گاهی با هم قدم می زنیم
زیر باران در خنکای آخر اسفند
در حاشیه خیابان هایی ک ب هر دلیل ب هر سمت ادامه دارند
از هم سوال نمی کنیم
اصلا قلبمان را داخل کیفمان می گذاریم
تا درگیر ماجرا نشود
درگیر ماجرا نشدیم . . .
ما پابند قراری شدیم
ک نفسمان را ب شماره انداحته بود
با قلبی ک نمی دانم چرا از نفس نمی افتد
حالا تو هی ب سفر برو
من مدام می گویم مهم نیست
ولی هر دو بی آنکه ب زبان بیاوریم
قبول داریم . . .عشق ب شناسنامه نگاه نمی کند
باورت می شود
این دل دلِ بی دلیل
نامش عشق است ؟
تو هر چه دوست داری صدایش کن . . .
"نیلوفر لاری پور"

تا ب دیوار و درش تازه کنم عهدِ قدیم...
گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود می گذرم..
وقتی که می رفتی بهار بود
تابستان که نیامدی پاییز شد
پاییز که برنگشتی پاییز ماند
زمستان که نیایی پاییز می ماند
تو را به دل پاییزی ات فصلها را به هم نریز
"عباس معروفی"
مثل نکتهای ظریف و ملموس
